السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

68

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

از هفته‌اى يك روز به دو روز ارتقاء داد . و « كعب الأحبار » نيز مقام پاسخگوئى به سئولات خلفا را از آن خود ساخت و به سؤالات « عمر و عثمان و معاويه » درباره مبدأ و معاد و تفسير قرآن و جز آن پاسخ مىداد ! و سخنان آن دو را كسانى چون : انس‌بن مالك و ابوهريره « 1 » و عبدالله‌بن عمربن خطاب و عبدالله‌بن زبير و معاويه و همتايان صحابى و تابعى آن‌ها روايت كرده‌اند . نقل اسرائيليات در مكتب خلفا ، منحصر به اين دو عالم اهل كتاب و شاگردان آن‌ها نبود ، بلكه گروهى ديگر با آن دو به پا خاستند و پس از آن‌ها نيز راهشان ادامه يافت و - جز دوران كوتاه حكومت امام ( ع ) كه آن‌ها را از مساجد مسلمانان بيرون راند - سيره آن‌ها تا دوران خلافت عباسيان امتداد يافت و عنوان « قصّاصين » [ / قصه‌پردازان ] را از آن خود ساختند ، و انديشه اسلامى مكتب خلفا را به شدت تحت تأثير قرار دادند ، و از همين جا بود كه فرهنگ اسرائيلى در بخشى از حوزه علوم اسلامى نفوذ كرد ، و اعتقاد به جسميّت خدا و گناهكار بودن انبياء و تفسيرهاى نارواى مبدأ و معاد و ديگر افكار اسرائيلى از همين جا به مكتب خلفا راه يافت . نفوذ اين گروه در دوران اموى ، به ويژه در حكومت معاويه بسى بيشتر و بيشتر شد ، چون معاويه كسانى امثال « سرجون » « 2 » نصرانى را

--> ( 1 ) . ابو هريره دوسى ، در نام و نسبش اختلاف است و 5374 حديث از او روايت كرده‌اند . در سال 57 يا 58 هجرى وفات كرد . شرح حال او در جوماع السيره ، ص 276 ، و كتاب « شيخ المضيرة » عالم مصرى شيح محمود ابوريه آمده است . ( 2 ) . سرجون‌بن منصور رومى ، در تاريخ طبرى ( ج 2 ص 205 ) و تاريخ ابن‌اثير ( ج 4 ص 7 ) گويند : « او كاتب معاويه و همراز او بود و پس از او كاتب و منشى يزيد شد » و در اغانى ( ج 16 ص 68 ) گويد : « يزيد به گاه شراب خوارى سرجون نصرانى را نديم و هم پياله خود مىگرفت » و نيز در تاريخ طبرى ( ج 2 ص 228 و 239 ) و تاريخ ابن‌اثير ( ج 4 ص 17 ) گويند : « همو بود كه به هنگام رسيدن خبر مسلم‌بن عقيل ، به يزيد پيشنهاد كرد تا ابن‌زياد را حاكم كوفه گرداند » و بنابر نقل مسعودى در التنبيه و الاشراف ، ص 261 و خطط مقريزى ، ج 1 ص 159 ، پسر جون نيز كاتب عبدالملك مروان شد . .